خط داستانی
ماریون لیوینگستون، دختر ژنرال لیوینگستون، رئیس معادن زغالسنگ السینور، جک استنتون، سرپرست جوان معادن را از دست گروهی از معدنچیان که توسط جیم ساندرز رهبری میشوند و از دستور او برای کار کردن در شرایط خطرناک عصبانی هستند، نجات میدهد. برادر جک، هارولد، یک وکیل جوان منطقه، به دیدن او میآید و عاشق ماریون میشود.