خط داستانی
میدا کارینگتون به شهر میرود با قمارباز جک مورگان، اما پس از دیدن دزدی او از استیو بویس فرار میکند. به ارتش نجات ملحق میشود و استیو را که اکنون بیخانمان شده است ملاقات میکند. به مرور زمان آنها عاشق هم میشوند و استیو خواستگاری میکند، اما میدا احساس گناه میکند که ارتباط گذشتهاش باعث سقوط او شده است. او تصمیم میگیرد تا مورگان را پیدا کند و پول استیو را پس بگیرد، اما وقتی او را پیدا میکند، او امتناع میکند و درگیری پیش میآید که منجر به شلیک تصادفی میدا به مورگان با اسلحه خودش میشود. کلانتر، با آگاهی از شهرت قمارباز، او را آزاد میکند و میدا و استیو ازدواج میکنند.