خط داستانی
کانچیتا کوردوا در گروه کر کلیسای کاتولیک در روستای سان میگلیتو نزدیک ریودوگرانده میخواند. جان رانی، میلیاردر نفتی که میادین نفتیاش کشاورزان را جابجا کرده، به کانچیتا علاقهمند است و وقتی میفهمد که نامزدش، خوان مندوزا، توسط آدولف وایلی، یک جاسوس آلمانی، استخدام شده، رانی تهدید میکند که خوان را افشا خواهد کرد مگر اینکه کانچیتا خود را به او بدهد.