حادثه ای از دن کیشوت
Incident from Don Quixote
در یکی از خواب هایش، دن کیشوت با هیولاها می جنگد. پس از پیروزی بر آنها، به سراغ زره خود می رود، اما با یک سری از رویدادهای عجیب مواجه می شود: ابتدا زره به وسیله موجودی با اندام های کشیده اشغال شده است، سپس یک زن جوان زیبا ظاهر می شود و بال های پروانه ای می گیرد. وقتی کیشوت به او نزدیک می شود، بال ها به شاخک های غول پیکر تبدیل می شوند و به او حمله می کنند. درست زمانی که کیشوت در حال مبارزه و دسترسی به نیزه اش است، بیدار می شود و متوجه می شود که در حال ضرب و شتم خدمتکارش، سانچو پانزا، است. این فیلم در حال حاضر گمان می رود گم شده باشد.