Storyline
مایکی دوست دارد بالا رود. بهویژه قبل از خواب. اما میدانی چه چیزِ یک حال خوب را خراب میکند؟ ارواحی با دندانهای خونین که در آشپزخانهٔ مایکی ایستادهاند و با آرامش ظرفهای ایکیآیِ او را میشکنند. بنابراین مایکی میرود تا بررسی کند و از ارواح میپرسد که مشکلش چیست. ساده است: او دقیقاً ۱۵۰ سال پیش در این خانه کشته شده و اینجا آمده تا نسلهای فرزندانِ مردی را که به او ظلم کرده است، تعقیب کند. عادلانه است، میگوید مایکی. اما در دههٔ ۸۰ شرکتِ بزرگی ساختمان را دوباره خریده بود، پس نسلها دیگر وجود ندارند. ارواح ناراحت است. اما مایکی هنوز میتواند کمک کند. جستجوی اینترنتی هدفمند کار را راه میاندازد. و در این فرایند، به ارواح دربارهٔ زمانهای مدرن آموزش میدهد و همزمان به او کمک میکند تا فردِ مناسبِی را برای تعقیب پیدا کند.